گرداب فلکسا الهامی است از حج معنوی که مخیله ام آنرا با نگینهای اندیشه های عرفانی پیراسته به سبک شعر آزاد سروده است. امیدوارم این تحفهٔ عیدی ام را در ژرفای بینش تنهایی تان بپذیرید.

حج رفتن میتواند سیاحت و جهانگردی باشد، ولی میتواند هم سیل باشد و هم سیر، سیر اندرونی است. حجی که از بهر القاب نیست بلکه برای منقلب ساختن قلب است تا در تجلیگاه ذات اقدس از وفرط تشعشع نوراً علی نور از آنچه که بی نور دیده نتوان کور شود. در هر منزل‌ این حج در نوسان بین تحول و تکامل دوباره زنده شو و خود را بیاب زیرا در این حج تو خود آدم و حوا یی، تو ابراهیم برهان هستی و اسمعیل لبیک گویای سروش آسمانی که هم پیامش تویی و هم فرستنده و گیرنده آن. بلی در این حج هاجر و هجرت تویی. پس برخیز و از دونی ماده و لدونی عالم حسی هجرت کن. خود را هیچ ساز، خاک شو، گردهٔ افلاک شو، و نقطهٔ سیاهئ عدم را در عدم گرایی بپی تا به عالم معنی رسی - در گرداب فلکسا.